![]() |
![]() |
|
| پرواز را به خاطر بسپار .پرنده رفتنی است |
|
عشق من عاشقم باش
من تنها نیستم ٬ چرا که خیالت حتی یک نفس از من غافل نمیشود.. چقدر دوست دارم ٬لحضه هایی را که دلتنگ چشمانت میشوم همه اندیشه ام اندیشه فرداست . وجودم از تمنای تو سرشار ... هوا آرام ٬شب خاموش ٬ راه آسمانها باز ٬٬٬ خیالم همچون چکاوک میکند پرواز....
|
|
+ نوشته شده در
شنبه 1386/08/12ساعت 0:55 توسط سارا |
|
|
اگر روزی دشمن پیدا کردی بدان در رسیدن به هدف موفق بودی .....
اگر روزی تهدیدینت کردنند بدان در برابرت ناتوانند ...... اگر روزی خیانت دیدی بدان قیمتت بالاست...... اگر روزی ترکت کردنند بدان با تو بودن لیاقت می خواهد ..... عشق حقیقی هیچگاه ارام پیش نمی رود ....
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 1386/06/12ساعت 7:53 توسط سارا |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
جمعه 1385/12/25ساعت 3:55 توسط سارا |
|
|
دستهایم برایت شعر مینویسداما تو هرگز نخواهی خواهند...چشمهایم برایت اشک میریزد اما تو نخواهی دید . و من با این همه اندوه از کنارت خواهم گذشت . میدانی چرا ؟؟؟؟ چون دیوانه وار میپرستمت... |
|
+ نوشته شده در
جمعه 1385/12/25ساعت 3:52 توسط سارا |
|
|
از کجا آغاز کنم ...
بیان قصه ای را که گویای عظمت و شکوه یک عشق باشد ... قصه عشقی شیرین که از دریا کهنسالتر است . حقیقتی ساده از عشق که او برایم به ارمغان اورد. از کجا اغاز کنم .... او همانند بارانی تابستانی که زمین را به سطحی درخشان مبدل می سازد ٬ به دنیای خالی من راه پیدا کرد و زندگیم را درخشان ساخت . او به دنیای خالی من مفهوم بخشید او قلب مرا لبریز می کند ...... او دل مرا با احساس خاص لبریز میکند . آیا می توان عمر عشقی را بر مبنای روز و ساعت سنجید اکنون جوابی ندارم اما همینقدر می دانم که بر او نیاز دارم . او قلب مرا لبریز میکند . تقدیم به همسر عزیز و مهربانم . |
|
+ نوشته شده در
شنبه 1385/05/14ساعت 15:52 توسط سارا |
|
|
قدم زنان در خیابانی بلند که انتهایش بی نشان بود .. که درختان بلند بلند تر از افکار من در بلندای خیابان سر به شانه یکدیگر گذاشته خیابان را یکرنگ سبز مینمود دست در جیب سر به هوا اشک جار ی در فکر حرفهایش بودم میرفتم .بدون انکه بخواهم بروم ازپشت پرده اشکها دیدم قاصدکی آمد در خیالم گفت : گاه یک قاصدک به تو دل میبندد و گاه تو به قاصدکی گاه در کنار هم میشوید .ما گاه بدون هم میشوید من تنها قاصدک خبر میداد..... خبر از بی خبری خبر از عشق خبر از من خبر از تو خبر از ما
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 1385/04/14ساعت 7:59 توسط سارا |
|
![]() |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 1385/04/14ساعت 7:47 توسط سارا |
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 1385/04/14ساعت 7:39 توسط سارا |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
| پیوندهای روزانه |
|
سمیه آرشیو پیوندهای روزانه |
| نوشته های پیشین |
|
آبان 1386 شهریور 1386 اسفند 1385 مرداد 1385 تیر 1385 |
| پیوندها |
|
بگو عاشقی تاسلامت کنم |
|
RSS
|